در ۴ قسط (بدون کارمزد)
60,000 تومان قیمت اصلی 60,000 تومان بود.12,900 تومانقیمت فعلی 12,900 تومان است.
60,000 تومان قیمت اصلی 60,000 تومان بود.12,900 تومانقیمت فعلی 12,900 تومان است.
رمان یک زن وقتی اثر نیلوفر قائمی فر داستانی عمیق و احساسی است که به بررسی پیچیدگیهای زندگی و روابط انسانی میپردازد. این کتاب با زبانی روان و جذاب، خواننده را به سفری درونی و هیجانانگیز دعوت میکند و تجربهای ماندگار از دنیای شخصیتها و ماجراهای آن ارائه میدهد.
60,000 تومان قیمت اصلی 60,000 تومان بود.12,900 تومانقیمت فعلی 12,900 تومان است.
تضمین اصالت فایل + پشتیبانی دائمی

در ۴ قسط (بدون کارمزد)
رمان «یک زن وقتی» نوشته نیلوفر قائمی فر، روایتی تکاندهنده و پراحساس از زندگی زنی به نام نوا است که در دامنهی طوفانهای سرنوشت گرفتار شده است. داستان با تراژدی عمیق مادری آغاز میشود که سالها با بیماری سخت ام اس دست و پنجه نرم میکند و همسرش او و دخترش نوا را رها کرده تا به زندگی با زن اولش بازگردد. این رمان به شکلی واقعگرایانه به بررسی چالشهای مالی، عاطفی و اجتماعی زنانی میپردازد که بدون حمایت همسر، مجبورند برای بقای خود و فرزندشان بجنگند.
نوا برای تأمین هزینههای زندگی و درمان مادر بیمارش، ناچار به پذیرش شغلی میشود که آبرو و حریم شخصیاش را به خطر میاندازد. او منشی دکتری «کاوه» میشود، پسری که سالهاست نوا را دوست دارد و فرصت را غنیمت شمرده تا با سوءاستفاده از وضعیت بحرانی نوا، او را در چنگال خود نگه دارد. کاوه با پیشنهادی غیرانسانی، نوا را مجبور میکند تا در ازای پرداخت هزینههای درمان مادرش، به عقد موقت او درآید. این رابطهی ناعادلانه، نوا را در دوراهی سختی قرار میدهد: حفظ کرامت انسانیاش یا نجات جان مادرش.
برای دسترسی به این اثر ادبی ارزشمند، خرید از سایت ویستابال بهترین انتخاب برای شماست. ما در ویستابال متعهد هستیم که تجربهای بینظیر برای مخاطبان کتاب فراهم کنیم. مزایای خرید از ویستابال عبارتند از:
در بخشی از این رمان، نوا با احساساتی آمیخته از ترس، سردرگمی و عشق به فرزندش دست و پنجه نرم میکند که نشاندهندهی عمق درام داستان است:
«چشمم رو تابلوی اسمش خشک شده بود، باورم نمیشد تقدیر با من این کارو کرده باشه! باید برم یا بمونم، ادامه بدم به خاطر… به خاطر بچهام! بند دلم پاره شد… بچهی من؟! الان داره چی کار میکنه؟! باورم نمیشه قراره برم پیشش، حتی خاله نیکول نذاشت ببینمش و بردش، خدایا جواب دلتنگیهام و داری میدی ممنون… ممنون. دستام چه قدر میلرزه، به دستام که از شدت سرما نوک انگشتام گزگز میکرد نگاه کردم، انگشتای باریک و ضعیفم سرخ بودن، دارم میرم پیشش… قلبم هری ریخت… اون روزی که کنار گوشم گفت: پول داروهای مادرت رو میخوای؟! پول درمانش؟»
| نویسنده | نیلوفر قائمیفر |
|---|---|
| ژانر کتاب | رمان |
| نوع | ترجمه روان فارسی |
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
رضایت از این کتاب