در ۴ قسط (بدون کارمزد)
19,000 تومان
19,000 تومان
نسخه کامل رمان وداد مذنب از ندا جمشیدی، داستانی است دربارهٔ سرنوشت و عشق که در آن شخصیت اصلی باید با چالشهای زندگی و احساسات پیچیدهاش روبرو شود. او در جستجوی نجات از منجلاب سرنوشت، در دنیایی پر از توهم و سراب، تلاش میکند تا عشق واقعی را بیابد و پاییز را با رقصی عاشقانه به تصویر بکشد.
19,000 تومان
تضمین اصالت فایل + پشتیبانی دائمی

در ۴ قسط (بدون کارمزد)
دانلود رایگان رمان وداد مذنب نوشتهٔ ندا جمشیدی از نویسندگان برجستهٔ انجمن ویستابال، با کیفیت عالی و فرمت PDF، هماکنون برای شما آماده شده است. این فایل خواندنی بهراحتی بر روی گوشیهای اندروید، آیفون، تبلت و کامپیوتر قابل بارگذاری است. لینک دانلود مستقیم و بدون محدودیت در انتهای همین مقاله قرار دارد تا بدون هیچ واسطهای بتوانید این داستان پرتعلیق را شروع کنید.
قرعهٔ بخت و اقبال زندگی این بار به نام او افتاده بود تا برگزیدهای باشد برای ورق زدن تاریخ زندگی دیگری؛ اما نجات خودش در این باتلاقِ سیاهچالِ سرنوشت چه شد؟ در آن بیابانِ برهوتی که سکوتش، دل و جانش را غرقاب کرده بود، تا جایی که چشم کار میکرد، فقط سراب بود. توهِشِ عشق برای سیراب شدن عطش، در خودِ او شعلهای میسوخت. کاش پاییز میرسید؛ با آن عاشقانههایش و رقصاش میانِ برگهای رنگارنگ، تا شاید تصویر دیگری از زندگی برایش ساخته شود…
سرش را از روی تپهٔ خاکی نمورِ مقابلش بلند کرد. با پشتِ دست، گلبرگهای سرخ و گلآلود را از پیشانیاش پاک کرد. صدای مویهٔ زنی که میانِ کلمات سوزناکشش، داغِ پدر را پنهان کرده بود، توجهش را کشاند. چشمانِ قرمز و ورمکردهاش از شدت گریه میسوخت و ردِ اشکهایش بر روی گونههایش، با برخوردِ باد به لختههای سرد تبدیل شده بود. نگاهش روی صاحبِ صدا، فرد سیاهپوش، قفل شد که یک ردیف جلوتر، سرش را بر سنگمزار مقابل گذاشته بود و با بیقراری کلمهٔ مقدسِ «پدر» را زمزمه میکرد.
با قلبی فشرده و چانهای لرزان، نگاهش را از آن سو گرفت و به محیط اطراف دوخت. تنش از دیدنِ مزارهایِ خالی و سیمانیِ سست، به لرزه درآمد. او همیشه از مرگ و فراموششدن وحشت داشت. نگاهش را از مزارها برداشت و توجهش به درختانِ غریبالخلقه جلب شد که شاخ و برگهایشان را در برابرِ بادِ سرد تسلیم کرده بودند و فضای سنگین و خفقانآوری به قبرستان داده بودند.
آهی سوزناک از سینهاش بیرون آمد. دستی بر روی تپهٔ خاکیِ مقابلش کشید؛ تنها مزارِ بیسنگِ آنطرف. با بغضی که همچون پیچک گلویش را میفشرد، آرام لبخند زد و گفت:
با نیشخندی تلخ، لبهای قهوهای و خوشحالتِ صورتیرنگش را به دندان گرفت. مژههای بلند و مشکیاش را بر هم فشرد و قطرهای اشک داغ از گوشهٔ چشم راستش بر روی گونهٔ یخزدهاش غلتید.
شما میتوانید با دانلود از سایت ویستابال، به بهترین قیمت و بدون هیچ محدودیتی به فایلهای با کیفیت دسترسی پیدا کنید. این سایت به شما امکان میدهد که به صورت دائمی به آثار ادبی و رمانهای مختلف دسترسی داشته باشید و از خواندن آنها لذت ببرید.
| نویسنده | عاطفه میرزایی |
|---|---|
| ژانر کتاب | رمان |
| نوع | ترجمه روان فارسی |
| نسخه | کامل و اورجینال |
| نوع فایل |
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
رضایت از این کتاب