در ۴ قسط (بدون کارمزد)
19,000 تومان
19,000 تومان
کتاب قصر داستان مردی به نام «ک» را روایت میکند که به دهکدهای وارد میشود که در بالاترین نقطهاش قصری قرار دارد. رییس قصر زندگی مردم دهکده را تحت نظر دارد، اما هیچیک از مردم نه حق ورود به قصر را دارند و نه از آنچه در آنجا میگذرد، آگاهی دارند. «ک» به عنوان نمادی از کافکا، در دنیایی پیچیده و متناقض قرار میگیرد، جایی که ورود به قصر مستلزم داشتن جواز است، اما هیچکس به دنبال آن نیست. این رمان به بررسی قدرت، اقتدار و روح انسانی میپردازد و خواننده را با چالشهای وجودی عمیق روبهرو میکند.
19,000 تومان
تضمین اصالت فایل + پشتیبانی دائمی

در ۴ قسط (بدون کارمزد)
عنوان اثر: قصر
پدید آورنده: فرانتس کافکا
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: مرداد 1404
شمارگان صفحات: 440
معرفی کتاب قصر
رمان قصر روایت مردی به نام «ک» است که وارد دهکدهای میشود که در بالاترین نقطهاش قصری قرار گرفته است. رییس قصر زندگی مردم دهکده را تحت نظر دارد ولی هیچ یک از مردم نه حق ورود و یا دسترسی به قصر را دارند نه میدانند که آنجا چه خبر است. و البته به این موضوع هم خو گرفتهاند. «ک» میتواند نشانگر یا مخفف اسم خود کافکا باشد. ما از همان ابتدا وارد دنیایی میشویم که شرایط عجیب، پیچیده و متناقضی دارد. همه میدانند برای ورود به قصر باید حتما جواز داشته باشند، ولی کسی به دنبال جواز نیست و حتی نمیدانند که این جواز را از چه راهی میتوانند به دست بیاورند. قصر نقطه پایانیِ روح و ذهن است، جایی در وجود است که دیگر فراسویی ندارد. خواننده با منظرهی تکان دهندهی روحی بس حساس روبهرو میشود که در برابر چشمانداز نفریدگی جاودان نه میتواند عاقل باشد، نه لاابالی و استهزاگر، نه تسلیم، و نه عاصی… جهانی که این روح ادراکش میکند هر آینه به جهان خود خواننده میماند. قصری که قصر است و صرفا چیزی را نمادین میگرداند که همه قصرها نمادینش میگردانند: یعنی قدرت و اقتدار.
دیروقت شب بود که کا. از راه رسید. دهکده در برفی سنگین فرورفته بود. از کوهقصر چیزی دیده نمیشد، تاریکی و مه آن را در میان گرفته بود، کمترین کورسویی از وجود قصر بزرگ خبر نمیداد. کا. مدتی روی پل چوبینی که از جادهٔ روستایی بهسمت دهکده میرفت ایستاد و به بلندای ظاهراً تهی چشم دوخت.
سپس رفت تا برای گذران شب سرپناهی بجوید. در مهمانخانه هنوز بیدار بودند. اگرچه مهمانخانهدار اتاقی نداشت که اجاره بدهد، ولی سخت شگفتزده و سردرگم از حضور این مهمان دیرازراهرسیده بر آن شد که بگذارد کا. در صحن مهمانخانه روی جوال کاه بخوابد. کا. موافق بود. تنی چند از روستاییان هنوز با آبجوی خود سرگرم بودند، ولی کا. نمیخواست با کسی گفتوگو کند، خود جوال کاه را از انباری زیر شیروانی آورد و نزدیک اجاق دراز کشید. جایش گرم بود، روستاییها آرام بودند، با چشمهای خسته کمی براندازشان کرد، سپس به خواب رفت.
«این دهکده از املاک قصر است، کسی که اینجا ساکن شود یا شب را بگذراند، عملا در قصر ساکن شده یا شب را گذرانده است.»
| نویسنده | فرانتس کافکا |
|---|---|
| ژانر کتاب | رمان |
| تعداد صفحات | 440 |
| نوع | ترجمه روان فارسی |
| نسخه | کامل و اورجینال |
| نوع فایل |
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
رضایت از این کتاب