در ۴ قسط (بدون کارمزد)
56,000 تومان قیمت اصلی 56,000 تومان بود.34,000 تومانقیمت فعلی 34,000 تومان است.



56,000 تومان قیمت اصلی 56,000 تومان بود.34,000 تومانقیمت فعلی 34,000 تومان است.
در ۴ قسط (بدون کارمزد)
دانلود فایل محصول بلافاصله پس از پرداخت (پس از پرداخت به حساب کاربری قسمت دانلود ها مراجعه کنید)
56,000 تومان قیمت اصلی 56,000 تومان بود.34,000 تومانقیمت فعلی 34,000 تومان است.
در ۴ قسط (بدون کارمزد)
تضمین اصالت فایل + پشتیبانی دائمی
✍️نویسنده: مهرو
💥ژانر :عاشقانه همخونه ای ازدواج اجباری
📄خلاصه:
محب ایزدی!
پسر حاجی ناخلفی که چندین سال پیش نامزدش رو بر اثر تصادف از دست میده و قاتل به خارج کشور فرار میکنه…
حالا محب بعد از چندین سال جست و جو خانواده ی قاتل رو پیدا میکنه و نزدیک خواهرش میشه…
وقتی اَبرا رو عاشق خودش میکنه، بعد از رابطه ای که باهاش برقرار میکنه اون رو لخت از خونه اش بیرون میندازه!!!
اما همون لحظه حاج رحمان ایزدی درِ خونه ی محبه! و میبینه که جلوی خونه ی پسرش یه دختر لخت افتاده…
اَبرا با دیدن حاج رحمان فرصت رو از دست نمیده و میگه که محب بهش تجاوز کرده…
و حاجی اون دوتا رو به عقد هم در میاره…
رمان از جایی شروع میشه که محب با ابرا رابطه برقرار میکنه ازخونه میندازتش بیرون.
حاج بابای محب سر میرسه ابرا میگه تا تنور داغه نون بچسبون خلاصه میرن دکتر اینا.
طبق معاینه یه جورایی دکتر میگه تجاوز بود
این حاج بابای محب هم از اون زرنگاس به ابرا میگه میام خواستگاریت ابرا هم قبول میکنه .اما پنهونی با دکتر کلینیک پرونده تجاوز تشکیل میده.
وقتی خانواده محب میرن خواستگاری اینا پدرمحب میگه باید صیغه کننن واسه اشنایی ک پسرش از اتهام تجاوز مبرا بشه اما دختره قبول نمیکنه اونم میگه باید برگه سلامت بیاری.
ابرا میبرن دکتر میبین سالم نیست.
همون تو بیمارستان پدرش اینقدر کتکش میزنه ک حد نداره… کلا رمانش سراسر از تحقیر اینا بود خانواده دختره جز داداشش هیچکدوم خوب نبودن.
🌻شخصیت: ابرا مثلا میخواست قوی باشه. ولی حس من بیشتر ب اویزون بودن میخورد بهش. به شدت عاشق پسره بود. سعی میکرد ازش متنفر بشه اما نمیتونست.
🌻شخصیت محب: بی اعصاب .همش ابرا تحقیر میکرد عاشق عشق گذشتش بود تا صفحا۱۷۹۰😂
🌻جمع بندی اخر: ۵ سال پیش ک با داداش رانندگی میکرده پشت فرمون بوده زده این دختره ساحل یا دریا (چون یه بار دریا بود یه بار ساحل نویسنده نتونسته بود درست انتخاب کنه😁) کشته ولی داداشش علیرضا ب همه گفته من بودم فرار میکنه ب امریکا محبم میخواد اونو بکشونه ب ایران دیگه ده صفحه اخر رمان میفهمه ابرا پشت فرمون بوده.
واینکه یه پسر عمو(محب) هم داره ک محب ازش متنفره(چون یه جورایی اونم مقصر میدونه تو مرگ نامزدش) توی اخر رمان یعنی چهار پنج صفحه اخر یه کلیپ از روابط عشقش بهش نشون میده میگه اون دوستت نداشته به خاطر پول باهات بود (خوب بود دیوث همون پنج سال پیش نشون میدادی دگه این ابرا بدبخت ب این وضع نمی افتاد😂)
اینو ک میبینه از عشقش متنفر میشه
به ابرا میگه باهم میمونی یانه اونم میگه اره(خاک تو سرش)
بعدم میزنه یک ماه بعد همه چیز گل بلبل عروسی داداش ابراس😀
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
رضایت از این کتاب