در ۴ قسط (بدون کارمزد)
19,000 تومان
19,000 تومان
نسخه کامل رمان افسانه یک داستان جذاب و دلنشین است که شما را به دنیای خیال و ماجراجویی میبرد. با شخصیتهای فراموشنشدنی و plotهایی گیرا، این رمان تجربهای بینظیر برای علاقمندان به ادبیات داستانی فراهم میآورد.
19,000 تومان
تضمین اصالت فایل + پشتیبانی دائمی

در ۴ قسط (بدون کارمزد)
عنوان اثر: افسانه
پدیدآورنده: فریده نجفی
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: آبان ۱۴۰۴
تعداد صفحات: ۲۳۱ صفحه
معرفی رمان افسانه اثر فریده نجفی
رمان افسانه اثر فریده نجفی روایتگر زندگی دختری است که در پی جدایی والدینش با چالشهای متعددی روبرو میشود. مادر افسانه که پس از طلاق چندین بار ازدواج مجدد کرده، اکنون اصرار دارد دخترش با کامبیز (خواهرزاده همسر فعلیاش) ازدواج کند. افسانه اگرچه به این ازدواج نامزد میشود، اما ماجراهای غیرمنتظرهای مسیر زندگی او را تغییر میدهد…
ابرهای سیاه همچون پردهای ضخیم، شهر را در تاریکی محض فرو برده بودند. سرمای سوزناک از لای درز پنجرهها به داخل میخزید. افسانه شال پشمی را محکمتر دور خود پیچید و به سوی پنجره رفت. قطرههای باران همچنان بر شیشه میکوبیدند. نگاهش در مناظر غمگین آن سوی پنجره گم شد. نمای برج کلیسا در هالهای از مه، خاطرات مبهم کودکی را در ذهنش زنده کرد. پیشانیاش را به شیشه سرد چسباند و نامه را در دست فشرد: «حتماً باید امروز ارسالش کنم!»
ناگهان اندریا را دید که آرام به سمت حیاط خانه میآید. فرزند کوچکش را در آغوش گرفت و بوسهای نرم بر گونهاش زد: «ارس عزیزم، خاله اندریا پیش تو میماند تا مامان سری به خیابان بزند.» کودک بیدغدغه به بازی با عروسکهایش ادامه داد. خیابان زیر باران، خلوت و لیز بود. افسانه به طرف شمال حرکت کرد که ناگهان خودرویی با سرعت به سویش هجوم آورد. با وحشت به سوی پیادهرو بیمارستان پیچید. ماشین با لاستیکهای غرشکنان و پاشیدن گل، مستقیم به طرف او میآمد. فریادش به هوا برخاست…
جیمی، نگهبان پیر بیمارستان، با شنیدن سر و صدا از اتاقک بیرون دوید. صحنه هولناکی پیش رویش بود: افسانه بیهوش روی آسفالت و رد لاستیکهای خودرویی که با سرعت میگریخت. اورژانس او را با برانکارد به بخش فوریتهای پزشکی منتقل کرد. ضربه مغزی ناشی از برخورد سر با جدول، وضعیتی بحرانی ایجاد کرده بود. مأمور پلیس درحال بازجویی از نگهبان بود: «مطمئنم این تصادف اتفاقی نبود! همین دیروز هم این ماشین را اطراف بیمارستان دیده بودم.»
| نویسنده | فریده نجفی |
|---|---|
| ژانر کتاب | رمان |
| تعداد صفحات | ۲۳۱ |
| نوع | ترجمه روان فارسی |
| نسخه | کامل و اورجینال |
| نوع فایل |
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
رضایت از این کتاب